هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنجهای عاشقانه، ناامیدی و دردهای روحی سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، آلودگی روحی و نیاز به پاکسازی درونی میگوید و از زخمهای عاشقانه و ناتوانی در تحمل غم و اندوه سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد روحی و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۴۶ - آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
تا بازم از نصیب چه خون در سبو کنند ۱
ما قابل نشاط و شکرخنده نیستیم
تا شهد خوشگوار که را در گلو کنند ۲
آنان که تنگ ظرفی ما را شنیده اند
می بهر آزمایش ما جستجو کنند ۳
آلودگی به گریه ز دامان نمی رود
دلق مرا به سیل مگر شست و شو کنند ۴
تصدیع کم کشند گل و باده تا به کی
در کار بی دماغی ما آبرو کنند ۵
کو زخم عاشقانه که در جلوه گاه حسن
صد چاک دل به تار نگاهی رفو کنند ۶
تو کار دل به غمزه معشوق واگذار
بی طاقتی مکن که نکویان نکو کنند ۷
حق عطای عشق نسازند هیچ ادا
گر خلق عمر در سر این گفت وگو کنند ۸
دیگر ز آب دیده «نظیری » به خون نشست
چندان نماند دل که غم و غصه بو کنند ۹
تا بازم از نصیب چه خون در سبو کنند ۱
ما قابل نشاط و شکرخنده نیستیم
تا شهد خوشگوار که را در گلو کنند ۲
آنان که تنگ ظرفی ما را شنیده اند
می بهر آزمایش ما جستجو کنند ۳
آلودگی به گریه ز دامان نمی رود
دلق مرا به سیل مگر شست و شو کنند ۴
تصدیع کم کشند گل و باده تا به کی
در کار بی دماغی ما آبرو کنند ۵
کو زخم عاشقانه که در جلوه گاه حسن
صد چاک دل به تار نگاهی رفو کنند ۶
تو کار دل به غمزه معشوق واگذار
بی طاقتی مکن که نکویان نکو کنند ۷
حق عطای عشق نسازند هیچ ادا
گر خلق عمر در سر این گفت وگو کنند ۸
دیگر ز آب دیده «نظیری » به خون نشست
چندان نماند دل که غم و غصه بو کنند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.