هوش مصنوعی: شاعر در این متن از غم‌های پنهان، بی‌وفایی مردم شهر، ویرانی و خرابی، تنهایی و پریشانی، و رنج‌های بشری سخن می‌گوید. او به وضعیت اسفبار انسان‌هایی اشاره می‌کند که در قفس اسیرند و از بی‌عدالتی و ستم رنج می‌برند. همچنین، از عشق و زیبایی نیز یاد می‌کند و به امید و رستاخیز اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق اجتماعی و عاطفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقاد از جامعه و اشاره به رنج‌های بشری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۲۵۹ - پرده برداشته ام از غم پنهانی چند

پرده برداشته ام از غم پنهانی چند
به زیان می رود امروز گریبانی چند ۱

زان ضعیفان که وفا داشت درین شهر اسیر
قفسی چند بجا مانده و زندانی چند ۲

سر و سامان سخن کردن این جمعم نیست
پهلوی من بنشانید پریشانی چند ۳

بس خرابیم ز یکدیگرمان نشناسند
مانده ایم از ده غارت زده ویرانی چند ۴

کشته از بس به هم افتاده کفن نتوان کرد
فکر خورشید قیامت کن و عریانی چند ۵

هیچ دل را ستم حادثه مجروح نکرد
که نه لعل تو بر آن ریخت نمکدانی چند ۶

هیچ کس را سرپایی نزد ایام که ما
پشت دستی نگزیدیم به دندانی چند ۷

بهر عشرت طلبی لخت دل آریم برون
چیده ایم از گل این بادیه دامانی چند ۸

چشم بر فیض «نظیری » همه خوبان دارند
کاسه در پیش گدا داشته سلطانی چند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۸ - حسن چندی سر به دل شوخی و خودرایی دهد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۰ - فلک مزدور ایمای تو باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.