هوش مصنوعی: این شعر با تصاویر شاعرانه و استعاری، وضعیت ناامیدکننده و خشکسالی را توصیف می‌کند که در آن هیچ بارانی نمی‌بارد و هیچ نشانه‌ای از امید دیده نمی‌شود. شاعر از بی‌عدالتی‌ها و رنج‌های انسان‌ها در این شرایط سخن می‌گوید و به ناتوانی انسان در برابر تقدیر اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و انتقادهای اجتماعی ممکن است نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای تفسیر داشته باشند.

شماره ۳۱۱ - فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس

فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس
بر کشت تشنه یی نم آبی ندید کس ۱

باران گریه ای نفشاند ابر دیده ای
برق میی و رعد ربابی ندید کس ۲

چندان که وحش و طیر فکندیم در کمند
صیدی کز آن کنیم کبابی ندید کس ۳

روی زمین کم آب تر از روی مفلس است
جز چشم تر، پر آب حبابی ندید کس ۴

آب رخی کز اختر برگشته مانده بود
رفت آن چنان که موج سرابی ندید کس ۵

آفت چنان رسید که آهی نزد دلی
غفلت چنان گرفت که خوابی ندید کس ۶

بس عاقلانه فرق به زانو فروختیم
فالی به قرعه ای و کتابی ندید کس ۷

احرار را به قدر هنر زخم می زنند
چون تیر چرخ راست حسابی ندید کس ۸

گویا به جیب خویش «نظیری » تو عاشقی
دست تو را به طرف نقابی ندید کس ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۰ - شورش عشق از دل شیدا مپرس
گوهر بعدی:شماره ۳۱۲ - به امید توام خرسند ازین پس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.