هوش مصنوعی: متن شعری است که از حال و هوای یک بزم و می‌نوشی سخن می‌گوید. شاعر از مطرب خاموش، ساقی، و شراب نیم‌جوش یاد می‌کند و به تلخی و شیرینی زندگی اشاره دارد. او از عشق، زیبایی، و رنج‌های دل سخن می‌گوید و با تصاویری مانند گل و خار، غم و شادی را به تصویر می‌کشد. در پایان، شاعر از دست دادن هوش و حواس در غم و مستی می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن شامل مضامین عرفانی و شراب‌نامه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و غم عمیق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۲۸ - بزم خالی می شود مطرب خموش

بزم خالی می شود مطرب خموش
ساقیا جامی بده جامی بنوش ۱

تلخی از میگون لبان در کام ریز
نیم مستم از شراب نیم جوش ۲

در دم آخر گران تر ده قدح
تا برندم مست از مجلس بدوش ۳

دل به بدخویی نمی آید به دست
لطف و حسنت هست، در خوبی بکوش ۴

گر گره بگشایی از بند قبا
خار گردد گل به جیب گل فروش ۵

غمزه صد جا پرده دل می درد
تو خوشی می گوی و پندی می نیوش ۶

تو درم بگشای، هرکس خوب نیست
پرده گو بر روی نازیبا بپوش ۷

هیچ می دانی که در صحرا و باغ
تا سحر از غیب می آید سروش ۸

خار و گل در جوش و ما شب خفته ایم
ناطقان خاموش و گنگان در خروش ۹

صد چو بلبل مست دستانت شود
گر برآری پنبه همچون گل ز گوش ۱۰

در غمم گفتی «نظیری » را چه رفت
هقل هوش و هقل هوش و هقل و هوش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۷ - از خوی کریم تو گنه گشت فراموش
گوهر بعدی:شماره ۳۲۹ - داشتم از درد جدایی خروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.