هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، تسلیم در برابر پیر مغان، رهایی از تعلقات دنیوی، و پذیرش دیوانگی عشق میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از دنیا دوری کند، به عشق بپیوندد، و مانند پروانه به شمع عشق بسوزد. همچنین، تأکید بر مردانگی در میدان عشق و پذیرش رنجهای آن دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و تسلیم در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۱ - طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش
طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش
اول از میخانه بودی آخر از بتخانه باش ۱
کشتگان عشق، می از کاسه سر می خورند
چون که سر را خاک خواهد خورد گو پیمانه باش ۲
کاذبی در عشق، اگر خاکسترت گردد خموش
پا چو در میدان سربازان نهی مردانه باش ۳
آنچه در رخسار گل آبست در شمع آتش است
عندلیبت گر نمی خوانند رو پروانه باش ۴
تا مقیم خانه ای تسخیر و افسونت کنند
گر پری می بایدت رو ساکن ویرانه باش ۵
شکر لله در سرت از عشق هست اندیشه ای
اندک اندک مشق این سودا کن و دیوانه باش ۶
تا ازو غافل شدی خوردی «نظیری » زخم تیر
صد نظر بر دامگاه و یک نظر بر دانه باش ۷
اول از میخانه بودی آخر از بتخانه باش ۱
کشتگان عشق، می از کاسه سر می خورند
چون که سر را خاک خواهد خورد گو پیمانه باش ۲
کاذبی در عشق، اگر خاکسترت گردد خموش
پا چو در میدان سربازان نهی مردانه باش ۳
آنچه در رخسار گل آبست در شمع آتش است
عندلیبت گر نمی خوانند رو پروانه باش ۴
تا مقیم خانه ای تسخیر و افسونت کنند
گر پری می بایدت رو ساکن ویرانه باش ۵
شکر لله در سرت از عشق هست اندیشه ای
اندک اندک مشق این سودا کن و دیوانه باش ۶
تا ازو غافل شدی خوردی «نظیری » زخم تیر
صد نظر بر دامگاه و یک نظر بر دانه باش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۰ - رمید طایر جانم ز آشیانه خویش
گوهر بعدی:شماره ۳۵۲ - لطف می خون در رگ افسرده می آرد به جوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.