هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و یأس در جامعه سخن میگوید، از فقدان انسانیت و انصاف گلایه میکند و به سنتها، عشق پاک، و بادهنوشی به عنوان راههای گریز اشاره دارد. همچنین، از جهل و نفاق در میان مردم و نادرستی در امور خلافت انتقاد میکند. در پایان، به شهرت و جایگاه خود و دیگران میپردازد.
رده سنی:
18+
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند بادهنوشی و انتقادهای تند اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۳۸۷ - تو این گشاد و گره ها به دام فکر مباف
تو این گشاد و گره ها به دام فکر مباف
امید نیست که عنقا برآید از پس قاف ۱
درین دیار که ماییم آدمیت نیست
تو هر کجاش به بینی بگو چه شد انصاف ۲
مرا ز سنت و حرمت سه انتخاب افتاد
امام ساده رخ و عشق پاک و باده صاف ۳
ز علم و زهد و ورع بوی شید می آید
کجاست باده که از خود بشویم این اوصاف ۴
جمال و جاه به حسن وفا صفا دارد
تو را که حسن وفا نیست از جمال ملاف ۵
شجاعتی که برآیی به دیگران سهلست
اگر به خویش برآیی تهمتنی به مصاف ۶
کی این جماعت جاهل خداشناس شوند
که در امور خلافت همی کنند خلاف ۷
تو را چنان که تویی وصف می توانم کرد
خطیب شهر اگر تیغ می نهد به غلاف ۸
نه عارف است که گفت از حسد «نظیری » را
چگونه صیت تو اقلیم را گرفت اطراف ۹
ز لطف شه شده دیهیم پوش درزی شهر
چه حیرت است اگر جوهری شود صراف ۱۰
امید نیست که عنقا برآید از پس قاف ۱
درین دیار که ماییم آدمیت نیست
تو هر کجاش به بینی بگو چه شد انصاف ۲
مرا ز سنت و حرمت سه انتخاب افتاد
امام ساده رخ و عشق پاک و باده صاف ۳
ز علم و زهد و ورع بوی شید می آید
کجاست باده که از خود بشویم این اوصاف ۴
جمال و جاه به حسن وفا صفا دارد
تو را که حسن وفا نیست از جمال ملاف ۵
شجاعتی که برآیی به دیگران سهلست
اگر به خویش برآیی تهمتنی به مصاف ۶
کی این جماعت جاهل خداشناس شوند
که در امور خلافت همی کنند خلاف ۷
تو را چنان که تویی وصف می توانم کرد
خطیب شهر اگر تیغ می نهد به غلاف ۸
نه عارف است که گفت از حسد «نظیری » را
چگونه صیت تو اقلیم را گرفت اطراف ۹
ز لطف شه شده دیهیم پوش درزی شهر
چه حیرت است اگر جوهری شود صراف ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۶ - فتنه با زلف تو گرفته طرف
گوهر بعدی:شماره ۳۸۸ - هر که تایب گردد از می بر رخ او رنگ حیف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.