هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق و پیچیدهای مانند عشق، ایمان، فتنه و نیرنگ سخن میگوید. شاعر از جدایی از دانش و فرهنگ، و همچنین از عشق و ایمان شکایت دارد. او از وضعیت نابسامان خود و جامعه گله میکند و به دنبال آرامش و راهحلی برای این مشکلات است. در پایان، شاعر به پذیرش قضا و قدر اشاره میکند و از دیگران میخواهد که در قضاوت عجله نکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۳۹۷ - نقش دیبا چنان کشید فرنگ
نقش دیبا چنان کشید فرنگ
که ز من برد دانش و فرهنگ ۱
کفر از عشق و عشق از ایمان
چیست این فتنه ها و این نیرنگ ۲
زمزمم سوخته است گو هندو
مشت خاکسترم فشان بر گنگ ۳
وه که بر ما نوشته باده فروش
باده را سنگ و جام را پا سنگ ۴
چند کورانه دست اندازیم
دامن کس نیاید اندر چنگ ۵
زو همه نقش ها و او بی نقش
زو همه رنگ ها و او بی رنگ ۶
گله در دوستی نمی گنجد
بس که شد راه دوستداری تنگ ۷
به قضا تن دهم که در دریا
شادی گوهرست و خوف نهنگ ۸
تو مکن ضرب زخمه را خارج
گر «نظیری » غلط کند آهنگ ۹
که ز من برد دانش و فرهنگ ۱
کفر از عشق و عشق از ایمان
چیست این فتنه ها و این نیرنگ ۲
زمزمم سوخته است گو هندو
مشت خاکسترم فشان بر گنگ ۳
وه که بر ما نوشته باده فروش
باده را سنگ و جام را پا سنگ ۴
چند کورانه دست اندازیم
دامن کس نیاید اندر چنگ ۵
زو همه نقش ها و او بی نقش
زو همه رنگ ها و او بی رنگ ۶
گله در دوستی نمی گنجد
بس که شد راه دوستداری تنگ ۷
به قضا تن دهم که در دریا
شادی گوهرست و خوف نهنگ ۸
تو مکن ضرب زخمه را خارج
گر «نظیری » غلط کند آهنگ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۶ - رسید فصل گل و عیش گلشنم نزدیک
گوهر بعدی:شماره ۳۹۸ - تا عشق چه ها کند به بلبل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.