هوش مصنوعی: این شعر بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر است که از فراق و دوری رنج می‌برد. او از ناتوانی خود در تحمل این رنج سخن می‌گوید و احساس می‌کند که مانند بلبلی است که بهار را ندیده و در آشیانه‌ای محبوس است. شاعر از خدمت به معشوق خود مغرور است اما گاهی از فرمان او سرپیچی می‌کند. او اعتقاد دارد که همه چیزش از آن معشوق است و در نهایت، از مستی ناشی از شراب و عشق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و رنج‌های عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۴۳۰ - زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشم

زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشم
سخت است حال مشکل اگر تا سحر کشم ۱

غایب نگشته از نظر از پا درآمدم
من آن نیم که رنج فراق سفر کشم ۲

آن بلبل ندیده بهارم که انتظار
در آشیان ز کوتهی بال و پر کشم ۳

بدخوی خانه زادم و مغرور خدمتم
معذورم ار ز امر تو یک بار سرکشم ۴

پیدا شود که هرچه مرا هست زان تست
فردا که رخت خویش ازین کوبه درکشم ۵

ما و سفال آن سگ کو زانکه این شراب
مستی نمی دهد چو ز جام دگر کشم ۶

چندان مرو ز هوش «نظیری » به روز وصل
کین جان بی بهاش به پیش نظر کشم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۹ - همیشه تار و پود کار ناهموار می بستم
گوهر بعدی:شماره ۴۳۱ - چند در دل آرزو را خاک غم بر سر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.