هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید، از دل سوخته و آتشین خود مینالد و از روزگار دشمن و حسرتهایش یاد میکند. او از بیصبری در عشق، تغافل معشوق و دشنامهایش گله دارد، اما در نهایت به وصال و لطفهای معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به درک ادبی نسبتاً بالاتری دارد.
شماره ۴۴۰ - خود را کباب ازین دل خودکام کرده ایم
خود را کباب ازین دل خودکام کرده ایم
این پاره آتشیست دلش نام کرده ام ۱
گر روزگار دشمن من گشته دور نیست
خون ها ز رشگ در دل ایام کرده ام ۲
این دل که در وصال تسلی ازو نبود
خرسندش از تغافل و دشنام کرده ام ۳
بی صبرم آن چنانکه به قدر کرشمه یی
جانی گرو نهاده، دلی وام کرده ام ۴
پیش خیال او حذر ای دل ز اضطراب
این صید را به حیله دمی رام کرده ام ۵
شام فراق در نظرم داغ حسرتی است
هر می که روز وصل تو در جام کرده ام ۶
از نیم جرعه لطف «نظیری » چه بی خودیست؟
این روز وصل بود که من شام کرده ام ۷
این پاره آتشیست دلش نام کرده ام ۱
گر روزگار دشمن من گشته دور نیست
خون ها ز رشگ در دل ایام کرده ام ۲
این دل که در وصال تسلی ازو نبود
خرسندش از تغافل و دشنام کرده ام ۳
بی صبرم آن چنانکه به قدر کرشمه یی
جانی گرو نهاده، دلی وام کرده ام ۴
پیش خیال او حذر ای دل ز اضطراب
این صید را به حیله دمی رام کرده ام ۵
شام فراق در نظرم داغ حسرتی است
هر می که روز وصل تو در جام کرده ام ۶
از نیم جرعه لطف «نظیری » چه بی خودیست؟
این روز وصل بود که من شام کرده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - خواهم که به آزادی دل نام برآرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.