هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه درونی خود سخن میگوید، از بیغمی و بیدردی شکایت دارد و با تصاویر شاعرانه مانند 'خونابه دل تیره' و 'الماس مرهم' احساسات خود را بیان میکند. او از بیتأثیری دعا و مهر افلاک میگوید و در نهایت، به شوق وصال اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین غمگینانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۴۲ - خاک دیگر بر سر مژگان بی غم می کنم
خاک دیگر بر سر مژگان بی غم می کنم
دست دل می گیرم و دریوزه غم می کنم ۱
در تن از آسودگی خونابه دل تیره شد
می شکافم سینه و الماس مرهم می کنم ۲
بی غمم بی غم، ز من ای دردناکان الحذر
مهر از افلاک و تأثیر از دعا کم می کنم ۳
در دل بی لذت من یک سر مو درد نیست
از کدورت سور را با آنکه ماتم می کنم ۴
جز پریشانی نمی آرد دماغ از کار من
از سحر تا شب حساب زلف درهم می کنم ۵
سنگ را در دل گره شد گریه از بیدردیم
خنده از بی غیرتی بر اهل عالم می کنم ۶
وصل را خواهم «نظیری » طوق در گردن نهاد
دست دل در گردن شوق کسی خم می کنم ۷
دست دل می گیرم و دریوزه غم می کنم ۱
در تن از آسودگی خونابه دل تیره شد
می شکافم سینه و الماس مرهم می کنم ۲
بی غمم بی غم، ز من ای دردناکان الحذر
مهر از افلاک و تأثیر از دعا کم می کنم ۳
در دل بی لذت من یک سر مو درد نیست
از کدورت سور را با آنکه ماتم می کنم ۴
جز پریشانی نمی آرد دماغ از کار من
از سحر تا شب حساب زلف درهم می کنم ۵
سنگ را در دل گره شد گریه از بیدردیم
خنده از بی غیرتی بر اهل عالم می کنم ۶
وصل را خواهم «نظیری » طوق در گردن نهاد
دست دل در گردن شوق کسی خم می کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۱ - خواهم که به آزادی دل نام برآرم
گوهر بعدی:شماره ۴۴۳ - امروز پیشت از غم خود دم نمی زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.