هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت، از دست دادن خود در راه معشوق، و تحول درونی خود سخن می‌گوید. او از فداکاری‌هایش در راه عشق، از دست دادن دارایی‌های معنوی و مادی، و تسلیم شدن در برابر معشوق می‌گوید. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند اکسیر محبت، کفر و ایمان، و چشمه حیوان دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم استفاده‌شده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۴۴۶ - سخن دوست گران بود فراوان کردم

سخن دوست گران بود فراوان کردم
جان به بیعانه بیارید که ارزان کردم ۱

گرد راه خضری از نظرم می پاشید
سوی هر چشمه شدم چشمه حیوان کردم ۲

هیچ اکسیر به تأثیر محبت نرسد
کفر آوردم و در عشق تو ایمان کردم ۳

همه بایستنیم بود چو رفت آمد کار
هرچه در کار نبایست همه آن کردم ۴

نیم ساعت به خود از تفرقه نتوان پرداخت
در مقامی که دل جمع پریشان کردم ۵

هرچه آموخته بودم همه از یادم رفت
سود چل ساله به سودای تو نقصان کردم ۶

حال از آن ترک سیه چشم مپوشید که من
سحر پیش نظرش بردم و قران کردم ۷

سوی تو ره به تکاپوی خرد نتوان کرد
سعی چندان که به تحقیق تو بتوان کردم ۸

خان خانان که به یاد نظر تربیتش
طبع گر خاک نگارید منش جان کردم ۹

نکته آرای و غزل سنج «نظیری » می باش
به مدیحی که تو را صاحب دیوان کردم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۵ - ز خیل نغمه سنجان رفتم و طرز کهن بردم
گوهر بعدی:شماره ۴۴۷ - مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.