هوش مصنوعی:
این شعر از نظیری نیشابوری بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناامیدی، فراق، و پناه بردن به بیگانگان است. شاعر از وعدههای دروغین، جدایی دلیرانه، و مستی هلاکآور سخن میگوید و از رماندن از سایه خود و بردن گنج به ویرانه یاد میکند. در نهایت، حسرت آشنایی با بیگانه را بیان میدارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند ناامیدی، فراق، و مستی هلاکآور ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۴۵۷ - ما برق جای نور به کاشانه برده ایم
ما برق جای نور به کاشانه برده ایم
آتش به پاسبانی پروانه برده ایم ۱
بگرفته خواب دیده بخت و امید را
از بس ز وعده های تو افسانه برده ایم ۲
با ما اگر خدای کند دشمنی بجاست
کز آشنا پناه به بیگانه برده ایم ۳
این گوشمال در خور ما هست از فراق
نام جدایی تو دلیرانه برده ایم ۴
مستیم، آن چنانکه به قصد هلاک خویش
خنجر به خصم و سنگ به دیوانه برده ایم ۵
از سایه خودیم رمان ما رمیدگان
کز کنج خانه گنج به ویرانه برده ایم ۶
حرفی بگو، بپرس، «نظیری » چه محرمی است
حسرت به آشناییی بیگانه برده ایم ۷
آتش به پاسبانی پروانه برده ایم ۱
بگرفته خواب دیده بخت و امید را
از بس ز وعده های تو افسانه برده ایم ۲
با ما اگر خدای کند دشمنی بجاست
کز آشنا پناه به بیگانه برده ایم ۳
این گوشمال در خور ما هست از فراق
نام جدایی تو دلیرانه برده ایم ۴
مستیم، آن چنانکه به قصد هلاک خویش
خنجر به خصم و سنگ به دیوانه برده ایم ۵
از سایه خودیم رمان ما رمیدگان
کز کنج خانه گنج به ویرانه برده ایم ۶
حرفی بگو، بپرس، «نظیری » چه محرمی است
حسرت به آشناییی بیگانه برده ایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - مبین به رد و قبولم که نیکخواه توام
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - یک گلیم، اما به رتبت چون خم و پیمانه ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.