هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن می‌گوید. او تلاش کرده تا از این عشق بگریزد، اما نتوانسته و حتی بیشتر در دام آن افتاده است. شاعر از ناتوانی خود در کنترل احساساتش و تأثیر عمیق غم و شور عشق بر زندگی خود می‌گوید. او از تلاش‌های بی‌ثمرش برای رهایی از این احساسات سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی در مواجهه با مشکلات، به جای تسلیم شدن، مقاومت کرده است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۲۳۶ - گفتم از عشقش مگر بگریختم

گفتم از عشقش مگر بگریختم
خود به دام آمد کنون آویختم ۱

گفتم از دل شور بنشانم مگر
شور ننشاندم که شور انگیختم ۲

بند من در عشق آن بت سخت بود
سخت‌تر شد بند تا بگسیختم ۳

عاشقان بر سر اگر ریزند خاک
من به جای خاک آتش ریختم ۴

بر بناگوش سیاه مشک رنگ
از غمش کافور حسرت بیختم ۵

عاجزم با چشم رنگ آمیز او
گر چه از صد گونه رنگ آمیختم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۵ - خیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷ - الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.