هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی شاعر است. او از ناتوانی در کنترل غم و اندوه، عشق بیپاسخ و تقدیر محتوم خود میگوید. شاعر از جدایی معشوق و آشفتگی روحی خود سخن میگوید و اشاره میکند که حتی نوشتن نیز برایش دشوار شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و رنج عشق ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۸۰ - غم از دل بر کران نتوان نهادن
غم از دل بر کران نتوان نهادن
گرانی بر جهان نتوان نهادن ۱
مرا سری به جانان از ازل هست
که با جان در میان نتوان نهادن ۲
ارادت کرده محرومی مقدر
گنه بر آسمان نتوان نهادن ۳
نواله کز کف معشوق باشد
به تلخی از دهان نتوان نهادن ۴
سری کافراختم از آستانش
بجز بر آستان نتوان نهادن ۵
ز بس داغ جنون آشفته مغزم
سرم بر پرنیان نتوان نهادن ۶
سمند عشرتم توسن چنانست
که مویش بر عنان نتوان نهادن ۷
ثبات از عالم و ارکان برونست
اساسی آنچنان نتوان نهادن ۸
قضای چرخ مار بیضه خوار است
درین کاخ آشیان نتوان نهادن ۹
عزیز خاندانم از مکان رفت
قدم بر لامکان نتوان نهادن ۱۰
توانم جان به آسان داد لیکن
به جسم مرده جان نتوان نهادن ۱۱
چنان هجرش دل و دستم شکسته
که کلکم در بنان نتوان نهادن ۱۲
قلم درکش به دیوان «نظیری »
ز بس سهوش نشان نتوان نهادن ۱۳
گرانی بر جهان نتوان نهادن ۱
مرا سری به جانان از ازل هست
که با جان در میان نتوان نهادن ۲
ارادت کرده محرومی مقدر
گنه بر آسمان نتوان نهادن ۳
نواله کز کف معشوق باشد
به تلخی از دهان نتوان نهادن ۴
سری کافراختم از آستانش
بجز بر آستان نتوان نهادن ۵
ز بس داغ جنون آشفته مغزم
سرم بر پرنیان نتوان نهادن ۶
سمند عشرتم توسن چنانست
که مویش بر عنان نتوان نهادن ۷
ثبات از عالم و ارکان برونست
اساسی آنچنان نتوان نهادن ۸
قضای چرخ مار بیضه خوار است
درین کاخ آشیان نتوان نهادن ۹
عزیز خاندانم از مکان رفت
قدم بر لامکان نتوان نهادن ۱۰
توانم جان به آسان داد لیکن
به جسم مرده جان نتوان نهادن ۱۱
چنان هجرش دل و دستم شکسته
که کلکم در بنان نتوان نهادن ۱۲
قلم درکش به دیوان «نظیری »
ز بس سهوش نشان نتوان نهادن ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۹ - بیمار بی دردی دلا درمان نخواهی یافتن
گوهر بعدی:شماره ۴۸۱ - چند فارغ از نشاط درد و درمان زیستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.