هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تجربه‌های عاشقانه و لحظات ناب خود با معشوق سخن می‌گوید. او از زیبایی‌های طبیعت و معشوق خود یاد می‌کند و احساسات عمیق خود را بیان می‌دارد. در پایان، شاعر به ناامیدی خود از ادامه این رابطه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده در شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۳۸ - من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتم

من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتم
کز سمن بالین و از شمشاد بستر داشتم ۱

داشتم در بر نگاری را که از دیدار او
پایهٔ تخت خود از خورشید برتر داشتم ۲

نرگس و شمشاد و سوسن مشک و سیم و ماه و گل
تا به هنگام سحر هر هفت در بر داشتم ۳

بر نهاده بر بر چون سیم و سوسن داشتم
لب نهاده بر لب چون شیر و شکر داشتم ۴

دست او بر گردن من همچو چنبر بود و من
دست خود در گردن او همچو چنبر داشتم ۵

بامدادان چون نگه کردم بسی فرقی نبود
چنیر از زر داشت او سوسن ز عنبر داشتم ۶

چون موذن گفت یک الله اکبر کافرم
گر امید آن دگر الله اکبر داشتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۷ - الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹ - ترا دل دادم ای دلبر شبت خوش باد من رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.