هوش مصنوعی:
این شعر از نظیری نیشابوری، با زبانی غنی و تصاویر پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، فقر، و معنویت میپردازد. شاعر از درد دل، ناامیدی، و جستجوی معنا در زندگی سخن میگوید و از تصاویر اساطیری مانند رستم و سهراب برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، به مضامینی مانند عشق الهی، نیاز به لطف خداوند، و اهمیت فرصتها اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و از تصاویر پیچیده و استعارههای غنی استفاده میکند که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۴۸۶ - عیش تنگم کز دل افشردن چکد خوناب ازو
عیش تنگم کز دل افشردن چکد خوناب ازو
چشم سوزن دان که تار آید به پیچ و تاب ازو ۱
عهد ممنون خواهدم از خویش چون گویم مباش
خشگ سالی را که گردد آبرو نایاب ازو ۲
هیچ کس رخت از طلسم آسمان بیرون نبرد
کشتی صد چون سکندر مانده در گرداب ازو ۳
عرصه کیخسرو و افراسیابست این بساط
بس به خون غلطیده بینی رستم و سهراب ازو ۴
خلوت شب زنده داران وجد و ذوقی گر نداشت
دلبری آمد که گردد مست شیخ و شاب ازو ۵
می رود از دست فرصت زودتر در باز کن
شمع حاجت نیست، گیرد خانه را مهتاب ازو ۶
از درون ساغر میاور وز برون مطرب مخواه
بی دف و می گرم گردد صحبت اصحاب ازو ۷
لطف خلقش عیب محتاجان بپوشد غم مخور
بوریای فقر گردد بستر سنجاب ازو ۸
نعره یا حی مزن برگ صبوحی ساز ده
آفتابست او نمانده هیچ کس در خواب ازو ۹
گر امام مسجدش مأموم بیند در نماز
روی بر اصحاب استد پشت بر محراب ازو ۱۰
یار زیرک طبع و نازک گوست دلگیرش مساز
هان «نظیری » نکته ای می پرس در هر باب ازو ۱۱
چشم سوزن دان که تار آید به پیچ و تاب ازو ۱
عهد ممنون خواهدم از خویش چون گویم مباش
خشگ سالی را که گردد آبرو نایاب ازو ۲
هیچ کس رخت از طلسم آسمان بیرون نبرد
کشتی صد چون سکندر مانده در گرداب ازو ۳
عرصه کیخسرو و افراسیابست این بساط
بس به خون غلطیده بینی رستم و سهراب ازو ۴
خلوت شب زنده داران وجد و ذوقی گر نداشت
دلبری آمد که گردد مست شیخ و شاب ازو ۵
می رود از دست فرصت زودتر در باز کن
شمع حاجت نیست، گیرد خانه را مهتاب ازو ۶
از درون ساغر میاور وز برون مطرب مخواه
بی دف و می گرم گردد صحبت اصحاب ازو ۷
لطف خلقش عیب محتاجان بپوشد غم مخور
بوریای فقر گردد بستر سنجاب ازو ۸
نعره یا حی مزن برگ صبوحی ساز ده
آفتابست او نمانده هیچ کس در خواب ازو ۹
گر امام مسجدش مأموم بیند در نماز
روی بر اصحاب استد پشت بر محراب ازو ۱۰
یار زیرک طبع و نازک گوست دلگیرش مساز
هان «نظیری » نکته ای می پرس در هر باب ازو ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۵ - سبو بیار و پر از آب زندگانی کن
گوهر بعدی:شماره ۴۸۷ - به دل فگار دارم گله بی نهایت از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.