هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری نیشابوری، بیانگر دل‌سپردگی شاعر به معشوق و عشق الهی است. او از فراق و رنج عشق می‌گوید و همه دارایی‌های مادی و معنوی خود را فدای این عشق کرده است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، حالات عاشقانه و عرفانی خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۴۸۸ - دوش کردیم دل و دیده به دیدار گرو

دوش کردیم دل و دیده به دیدار گرو
سر نهادیم به پوشیدن اسرار گرو ۱

پاک بازانه کشیدیم سر از داو حریف
سیم و زر باخته و جبه و دستار گرو ۲

علمی شقه عمامه از آن زلف نداشت
دلق و عمامه نهادیم به یک تار گرو ۳

چون برآریم سر از دایره مشکینش؟
چرخ کردست درین دایره پرگار گرو ۴

آبروی من اگر برد جمالش چه عجب
برده از نار مغان آن رخ گلنار گرو ۵

بندم از صومعه زنار که در دیر مغان
مصحف و خرقه نگیرند به زنار گرو ۶

مرغ محبوس گر آن سرو بهشتی بیند
به پر و بال کند چنگل و منقار گرو ۷

گر رود سر، من ازین شورش و سودا نروم
کرده ام رخت درین گوشه بازار گرو ۸

می شود هر نفس از عشق «نظیری » رنگی
دلق درویش که کردست به عیار گرو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸۷ - به دل فگار دارم گله بی نهایت از تو
گوهر بعدی:شماره ۴۸۹ - همنفسی به جان خرم قافله تتار کو؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.