هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق یا خداوند است. شاعر از عشق، تسلیم، رضا، و بندگی سخن می‌گوید و اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند جفا، بلا، و بخشش دارد. او از رابطه‌ای پر از فراز و نشیب می‌گوید که در نهایت به پذیرش و عشق ختم می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم مانند «غم»، «جفا»، و «بلا» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۵۱۷ - غم به سزا داده یی دل به نوا کرده یی

غم به سزا داده یی دل به نوا کرده یی
از تو پذیرفته ام هرچه عطا کرده یی ۱

جز گل و برگ رضا حاصل تسلیم نیست
بیخ ستم کنده یی قطع جفا کرده یی ۲

نوبت شادی زدیم بندگی از ما نرفت
شهره به داغ توایم گرچه رها کرده یی ۳

جفت بلا چون شدیم گرنه به روز الست
ما که بلی گفته ایم فهم بلا کرده یی ۴

هر که تو ردش کنی مفت نگیرد کسی
هم تو به هیچم بخر چون تو بها کرده یی ۵

عشق تو مستی به خلق بی می و ساغر دهد
بر در میخانه ام از چه گدا کرده یی ۶

هر که جمال تو دید دولت جاوید یافت
سایه زلف سیه پر هما کرده یی ۷

ما ز قصور ادب غرق گنه گشته ایم
تو ز علوی حیا ستر خطا کرده یی ۸

غایب و حاضر به ما در همه جا بوده ای
پشت به تو کرده ایم روی به ما کرده یی ۹

گریه شب رو کند شحنگی دل چرا؟
مردمک دیده را لعل قبال کرده یی ۱۰

قطع مودت نمای یار «نظیری » مباش
سایه گر از آفتاب هیچ جدا کرده یی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۱۶ - دل بر این ناخوش آشیانه منه
گوهر بعدی:شماره ۵۱۸ - در شهر و کو هنگامه ها بهر تماشا کرده یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.