هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق، مستی، درد و رنج زندگی سخن می‌گوید. او از تنهایی و انزوای فکری خود می‌نالد و آرزو می‌کند که روزی درونش روشن شود و مانند خورشید بدرخشد. همچنین، او به دنبال وصال معشوق است اما احساس می‌کند که بخت یارش نیست. در نهایت، شاعر با اشاره به نام خود (نظیری)، از ناتوانی در رسیدن به آرزوهایش سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، اشاره به شراب و مستی، و همچنین مضامین پیچیده‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این موضوعات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.

شماره ۵۲۶ - عقلم وداع عصمت کرد از تنگ شرابی

عقلم وداع عصمت کرد از تنگ شرابی
عشقم نگاه دارد از مستی و خرابی ۱

دردی کش مغان را شرم از من است تا کی
موی سفید سازم از لای می خضابی ۲

عمر سبک عنانم کی می شود مقید
دستم به رعشه آورد جام از گران رکابی ۳

می خوارگی و مستی زان روی پیشه کردم
تا رو دهد به یارم در حرف بی حجابی ۴

چون پشه بر سر خم می جوشد از حواسم
در انزوای فکرم خور می کند ذبابی ۵

گر پرتو درونم عکس افکند به بیرون
هر ذره ای ز خاکم خیزد به آفتابی ۶

مورم ولیک دارم قصد شکار عنقا
گنجشگ بسته بالم اما کنم عقابی ۷

سامان عمر خواهد پیش کسی نیاید
بختی به این تغافل کاری به این شتابی ۸

قادر نشد «نظیری » بر شاخ وصل دستم
کز باغ بخت چینم گل های انتخابی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۲۵ - چه باید مرد را، طبع بلند و مشرب نابی
گوهر بعدی:شماره ۵۲۷ - نیست با مشاطه گلبن طرازم حاجتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.