هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام، دلتنگی و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از بیتوجهی معشوق، ناتوانی در فراموشی و اضطراب ناشی از این عشق شکایت دارد. همچنین به مفاهیمی مانند صبر، طاقت، گناه و پاکسازی اشاره میکند. در نهایت، شاعر امیدوار است که سخنانش به گوش دوست برسد و آرزوهایش برآورده شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و ترکیبات به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۶۰ - نه گلم کفاف رنگی نه گلم پسند بویی
نه گلم کفاف رنگی نه گلم پسند بویی
سر و برگ خود ندارم ز خیال روی و مویی ۱
به تصور جمالش ز هزار فکر رستم
دل جمع من پریشان نشود به هیچ سویی ۲
شده با بدان مصاحب چه فسون کنم ندانم
که به طبع دیو مردم نشود فرشته خویی ۳
غم دل چگونه پوشم که لباس صبر و طاقت
ز هم آنچنان دریدم که نمی شود رفویی ۴
نفحات زلف جانان چو بلا مسلسل آمد
که نفس ز هم گسست و نگسست گفتگویی ۵
سگ خانه زاد عشقم به جفا نمی گریزم
نه شکاری غریبم که جهم به های و هویی ۶
نکند قبولم آتش پس مرگ اگر بسوزند
اگرم ز لوث عصیان ندهند شست و شویی ۷
شده عرصه از زبونان صف پردلی نبینم
که ز صولجان مردی بدرآوریم گویی ۸
حسنات دین پرستان همه سیئات باشد
مگرآن که روز محشر نکنند جستجویی ۹
سخن ار ز دوست باشد بردم برون ز دنیا
دل پر هزار حسرت به امید بازگویی ۱۰
چه غمت ز دیده من که به خون دل نگار است
تو که بر کنار جویی نشکسته ای سبویی ۱۱
ز غلوی اضطرابم ز حجاب برنیاید
ز صد آرزو «نظیری » رسم ار به آرزویی ۱۲
سر و برگ خود ندارم ز خیال روی و مویی ۱
به تصور جمالش ز هزار فکر رستم
دل جمع من پریشان نشود به هیچ سویی ۲
شده با بدان مصاحب چه فسون کنم ندانم
که به طبع دیو مردم نشود فرشته خویی ۳
غم دل چگونه پوشم که لباس صبر و طاقت
ز هم آنچنان دریدم که نمی شود رفویی ۴
نفحات زلف جانان چو بلا مسلسل آمد
که نفس ز هم گسست و نگسست گفتگویی ۵
سگ خانه زاد عشقم به جفا نمی گریزم
نه شکاری غریبم که جهم به های و هویی ۶
نکند قبولم آتش پس مرگ اگر بسوزند
اگرم ز لوث عصیان ندهند شست و شویی ۷
شده عرصه از زبونان صف پردلی نبینم
که ز صولجان مردی بدرآوریم گویی ۸
حسنات دین پرستان همه سیئات باشد
مگرآن که روز محشر نکنند جستجویی ۹
سخن ار ز دوست باشد بردم برون ز دنیا
دل پر هزار حسرت به امید بازگویی ۱۰
چه غمت ز دیده من که به خون دل نگار است
تو که بر کنار جویی نشکسته ای سبویی ۱۱
ز غلوی اضطرابم ز حجاب برنیاید
ز صد آرزو «نظیری » رسم ار به آرزویی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۹ - ز نیرنگ نطقش به مضمون نیایی
گوهر بعدی:شماره ۵۶۱ - درک هر راز کجا زان عجمی زاده کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.