هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شیفتگی خود به معشوقی با ویژگیهای خاص مانند چشمان و دهان تنگ و سخنان گنگ سخن میگوید. او از درد و رنج عشق و رفتار متضاد معشوق (گاهی جنگ و گاهی صلح) شکایت میکند، اما همچنان شیفته و فریفته اوست. شاعر همچنین به نیرنگها و فریبهای معشوق اشاره میکند، اما با وجود این، عشق خود را حفظ کرده است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۵۸ - تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
از درد خمیده چو سر چنگ فلانم ۱
تنگست جهان بر من بیچارهٔ غمگین
تا عاشق چشم و دهن تنگ فلانم ۲
گه جنگ کند با من و گه صلح کند باز
من فتنه بر آن صلح و بر آن جنگ فلانم ۳
بسیار بدیدم به جهان سنگدلان را
عاجز شدهٔ آن دل چون سنگ فلانم ۴
گنگست زبانش به گه گفتن لیکن
من شیفتهٔ آن سخن گنگ فلانم ۵
قولش همه زرقست به نزدیک سنایی
من بندهٔ زراقی و نیرنگ فلانم ۶
از درد خمیده چو سر چنگ فلانم ۱
تنگست جهان بر من بیچارهٔ غمگین
تا عاشق چشم و دهن تنگ فلانم ۲
گه جنگ کند با من و گه صلح کند باز
من فتنه بر آن صلح و بر آن جنگ فلانم ۳
بسیار بدیدم به جهان سنگدلان را
عاجز شدهٔ آن دل چون سنگ فلانم ۴
گنگست زبانش به گه گفتن لیکن
من شیفتهٔ آن سخن گنگ فلانم ۵
قولش همه زرقست به نزدیک سنایی
من بندهٔ زراقی و نیرنگ فلانم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۷ - به صفت گر چه نقش بی جانم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹ - هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.