هوش مصنوعی: این متن به توصیف حالات و صفات عاشق و معشوق می‌پردازد. شاعر خود را هم‌چون عاشقی با صد ماتم و هم‌چون معشوقی با صد جان توصیف می‌کند. او از تضادهای درونی خود سخن می‌گوید، گاهی کافر و گاهی مؤمن، گاهی خمیده مانند عاشقان و گاهی خندان مانند لب‌های یار. شاعر خود را به صفات خداوند و زلف معشوق تشبیه می‌کند و تاج سر عاشقان می‌داند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۵۷ - به صفت گر چه نقش بی جانم

به صفت گر چه نقش بی جانم
به نگاری و عاشقی مانم ۱

گه چو عشاق جفت صد ماتم
گه چو معشوق جفت صد جانم ۲

به دور نگم چو روی و موی نگار
زان که هم کفرم و هم ایمانم ۳

گر به شکلم نگه کنی اینم
ور به خطم نگه کنی آنم ۴

گه چو بالای عاشقان کوژم
گه چو لبهای یار خندانم ۵

گه خمیده چو قد عشاقم
گه شکسته چو زلف جانانم ۶

صفت خد و زلف معشوقم
تاج سرهای عاشقان زانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۶ - آمد بر من جهان و جانم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸ - تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.