هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه بیان میکند که بدون حضور معشوق، قادر به زندگی و شادی نیست. او تنها معشوق را شایسته ستایش میداند و دیگران را در برابر او ناچیز میشمارد. شاعر تأکید میکند که تمام شادیاش وابسته به دیدن معشوق است و بدون او نمیتواند شاد باشد.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۲۶۲ - بی تو یک روز بود نتوانم
بی تو یک روز بود نتوانم
بی تو یک شب غنود نتوانم ۱
یار جز تو گرفت نتوانم
نام جز تو شنود نتوانم ۲
چون ترا در خور تو بستایم
دیگران را ستود نتوانم ۳
کشت دیگر بتان ندارد بر
کشت بیبر درود نتوانم ۴
گر بتان زمانه جمع شوند
بر تو کس را فزود نتوانم ۵
جز به فر تو ای امیر بتان
گوی دولت ربود نتوانم ۶
همه شادی من ز دیدن تست
جز به تو شاد بود نتوانم ۷
به زبان حال دل همی گویم
گر همی دل ربود نتوانم ۸
بی تو یک شب غنود نتوانم ۱
یار جز تو گرفت نتوانم
نام جز تو شنود نتوانم ۲
چون ترا در خور تو بستایم
دیگران را ستود نتوانم ۳
کشت دیگر بتان ندارد بر
کشت بیبر درود نتوانم ۴
گر بتان زمانه جمع شوند
بر تو کس را فزود نتوانم ۵
جز به فر تو ای امیر بتان
گوی دولت ربود نتوانم ۶
همه شادی من ز دیدن تست
جز به تو شاد بود نتوانم ۷
به زبان حال دل همی گویم
گر همی دل ربود نتوانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۱ - دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۳ - روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.