هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و عاشقی سخن میگوید و تصمیم میگیرد که برای رسیدن به معشوق، همه چیز را به خطر بیندازد. او آماده است تا حتی جان خود را فدا کند و با شجاعت تمام، در برابر مشکلات بایستد. شاعر همچنین بیان میکند که یا به وصال معشوق خواهد رسید یا با افتخار جان خود را از دست خواهد داد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فداکاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۶۳ - روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
گستاخوار بر سر کویش گذر کنم ۱
لبیک عاشقی بزنم در میان کوه
وز حال خویش عالمیان را خبر کنم ۲
جامه بدرم از وی و دعوی خون کنم
شهری ازین خصومت زیر و زبر کنم ۳
یا تاج وصل بر سر امید برنهم
یا مردوار سر به سر دار برکنم ۴
گستاخوار بر سر کویش گذر کنم ۱
لبیک عاشقی بزنم در میان کوه
وز حال خویش عالمیان را خبر کنم ۲
جامه بدرم از وی و دعوی خون کنم
شهری ازین خصومت زیر و زبر کنم ۳
یا تاج وصل بر سر امید برنهم
یا مردوار سر به سر دار برکنم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۲ - بی تو یک روز بود نتوانم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۴ - ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.