هوش مصنوعی: این متن به بیان احساسات شاعرانه درباره‌ی ناامیدی، خجلت، بی‌قدری و انتظار برای لطف الهی می‌پردازد. شاعر از وضعیت خود و دیگران ابراز ناراحتی می‌کند و به دنبال نشانه‌هایی از رحمت و پاسخ از سوی خداوند است. همچنین، اشاره‌ای به ارزش واقعی انسان و نقد دنیاپرستی دارد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشد.

شماره ۱۴ - ز لطف دوست کی آید دریدن پرده ما را؟

ز لطف دوست کی آید دریدن پرده ما را؟
اگر خجلت بروی ما نیارد کرده ما را؟ ۱

نباشد جز فرو رفتن ز خجلت بر زمین فردا
اگر سرکوب ما خواهند کرد آورده ما را ۲

همین نعمت ز نعمتهای الوان بس که همچون گل
برخ چینی نباشد سفره گسترده ما را ۳

مصور گر کشد تمثال ما ز آلوده دامانی
عجب نبود ورق از خود فشاند کرده ما را ۴

ز بیقدری بجز گرد یتیمی کس نمی گیرد
گهرهای به خوناب جگر پرورده ما را ۵

نشان آن دهن را هم از آن شیرین سخن پرسم
کند پیدا جواب او مگر گم کرده ما را ۶

بروی عیب مردان پرده یی چون آبرو نبود
میفگن بهر دنیا واعظ از رخ پرده ما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳ - پوشیده پرده گر دوست روی سیاه ما را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - ریش سازد ز نزاکت گل رخسار ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.