خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که بر اهمیت قناعت، پرهیز از تکلف و یادآوری مرگ تأکید دارد. شاعر از زیادهخواهی و معصیت دوری میجوید و بر ارزش زندگی ساده و بیآلایش صحه میگذارد. همچنین، اشارهای به داستان یوسف و قدرت ناتوانی در برابر خداوند دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند داستان یوسف نیاز به پیشزمینهی فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۳۱ - مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف را
مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف را
که تا استاده یی، مرگ از کفت گیرد تصرف را ۱
در اقلیم قناعت، زین سبب تنگی نمی باشد
که بیرون کرده اند از شهر درویشان تکلف را ۲
بقدر لب گزیدن، صرفه کن از زندگی وقتی
مکن تنگ از هجوم معصیت جای تأسف را ۳
جهانی زور نتواند حریف ناتوانی شد
دل زاری گرفت از دست شهری درد یوسف را! ۴
دمی غافل نگردد یادش از یادم، چه بودی گر
زیاد خود گرفتی یاد آیین تلطف را! ۵
نگنجد در سرای آفرینش بهتری دیگر
بخاطر از فضولی ره دهد واعظ تصرف را ۶
که تا استاده یی، مرگ از کفت گیرد تصرف را ۱
در اقلیم قناعت، زین سبب تنگی نمی باشد
که بیرون کرده اند از شهر درویشان تکلف را ۲
بقدر لب گزیدن، صرفه کن از زندگی وقتی
مکن تنگ از هجوم معصیت جای تأسف را ۳
جهانی زور نتواند حریف ناتوانی شد
دل زاری گرفت از دست شهری درد یوسف را! ۴
دمی غافل نگردد یادش از یادم، چه بودی گر
زیاد خود گرفتی یاد آیین تلطف را! ۵
نگنجد در سرای آفرینش بهتری دیگر
بخاطر از فضولی ره دهد واعظ تصرف را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - دل چسان پنهان کند در سینه آه خویش را
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - در دیده تاب نیست دگر طفل اشک را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.