خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از رنج‌ها و محنت‌های زندگی خود می‌گوید و احساس می‌کند که از گل محنت و غم سرشته شده است. او از غفلت از حاصل زندگی خود، وابستگی‌های دنیوی، کشاکش غم و عشق، و تلخی سخن حق سخن می‌گوید. همچنین، از درد دوری و آتش عشق شکایت می‌کند.

متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و غم نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.

مشاهده کامل

شماره ۳۹ - اگر نه، از گل محنت سرشته اند مرا؟

اگر نه، از گل محنت سرشته اند مرا؟
چرا بجبهه خط، چین نوشته اند مرا؟ ۱

چنان ز حاصل خود غافلم، که پنداری
هنوز در گل هستی نکشته اند مرا؟ ۲

ز باز چیدن دامان فیض، دانستم
که از غبار تعلق سرشته اند مرا ۳

مرا کشاکش غم، از تو نگسلد هرگز
به پیچ و تاب خیال تو، رشته اند مرا ۴

به کام مردم عالم، چسان شوم شیرین؟
به تلخی سخن حق، سرشته اند مرا! ۵

چگونه خون چکدم از کباب دل واعظ؟
بتان بآتش دوری برشته اند مرا؟ ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸ - ز پاس آشنایی، بهره نبود خلق عالم را
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - در نظر دایم گرآن زلف دو تا باید مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.