خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای درونی خود سخن میگوید. او از فرصتهای از دست رفته، آرزوهای بربادرفته و گمگشتگی در مسیر زندگی مینالد. همچنین به ناتوانی در رهایی از هوسها و تمایلات اشاره میکند و از موعظههای بیفایده واعظان اظهار ناامیدی میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی، انتقادی و غمگین است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و گمگشتگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۱ - زان لعل لب سخن شده رنگین ز بس مرا
زان لعل لب سخن شده رنگین ز بس مرا
در سینه چون خراش نماید نفس مرا ۱
صید غزال فرصتم از دست رفت، حیف!
طول امل کشیده چو سگ در مرس مرا! ۲
گمگشتگی به منزل مقصد، رهیست راست
شد غول ره، بلندی بانگ جرس مرا ۳
خوانا، خط غبار منست از بیاض مو
باشد کتاب موعظه آیینه بس مرا ۴
واعظ ز پای قوت و، از دست کار رفت
از سر همان نرفت هوا و هوس مرا ۵
در سینه چون خراش نماید نفس مرا ۱
صید غزال فرصتم از دست رفت، حیف!
طول امل کشیده چو سگ در مرس مرا! ۲
گمگشتگی به منزل مقصد، رهیست راست
شد غول ره، بلندی بانگ جرس مرا ۳
خوانا، خط غبار منست از بیاض مو
باشد کتاب موعظه آیینه بس مرا ۴
واعظ ز پای قوت و، از دست کار رفت
از سر همان نرفت هوا و هوس مرا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - در نظر دایم گرآن زلف دو تا باید مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - نیست غیر از وصل آبی آتش جوش مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.