هوش مصنوعی: این متن شعری است که احساس تنهایی، دوری از یاران، و ناامیدی را بیان می‌کند. شاعر از بی‌اعتنایی دیگران، دورویی اطرافیان، و فراموش شدن توسط دنیا شکایت دارد. او همچنین به پاکی درونی خود اشاره می‌کند و از این که دیگران ارزش او را درک نمی‌کنند، ابراز ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، بیان احساسات منفی مانند تنهایی و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۵۱ - در میان خلق عالم، کشت تنهایی مرا

در میان خلق عالم، کشت تنهایی مرا
بلکه زین وحشت رهاند سر بصحرائی مرا ۱

گر شدم محروم دوش از خدمتت، معذور دار
بود مهمان عزیزی، همچو تنهایی مرا ۲

بال عنقا، نقش طاووسی نمیگیرد بخود
بیوجودی کرده فارغ از خودآرایی مرا ۳

مردم دارا، ز قیل و قال فارغ نیستند
پوچ شد مغزم، قبا تا گشت دارایی مرا ۴

آب گوهر، تیرگی هرگز نمی گیرد به خود
پاک دارد آب رو از چرک دنیایی مرا ۵

گوهر معیوب را، نبود صفا با جوهری
از نظرها چون نگاه افگنده بینایی مرا ۶

بسکه از یاران دورنگی همچو خارم میگزد
خوش نمی آید ز گلها نیز رعنائی مرا ۷

من که بودم همچو واعظ عندلیب هر چمن
قاف هم دارد قبول اکنون به عنقائی مرا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۰ - نبسته جز بدی من، کمر بکینه مرا
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - شد دماغ از سنبل او بسکه سودایی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.