هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از رنجها و سختیهایی که در راه عشق متحمل شده سخن میگوید و از معشوق میخواهد که بر او رحم کند. او از بندگی و وفاداری خود به معشوق و ناامیدیهایی که در این راه تجربه کرده، صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۷۳ - دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایم
دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایم
رحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مردهایم ۱
ای بسا شب کز برای دیدن دیدار تو
از سر کوی تو بر سر سنگ و سیلی خوردهایم ۲
بندگی کردیم و دیدیم از تو ما پاداش خویش
زرد رخساریم و از جورت به جان آزردهایم ۳
ما عجب خواریم در چشم تو ای یار عزیز
گویی از روم و خزر نزدت اسیر آوردهایم ۴
از برای کشتن ما چند تازی اسب کین
کز جفایت مرده و دل در غمت پروردهایم ۵
تا تولا کردهایم از عاشقی در دوستیت
چون سنایی از همه عالم تبرا کردهایم ۶
رحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مردهایم ۱
ای بسا شب کز برای دیدن دیدار تو
از سر کوی تو بر سر سنگ و سیلی خوردهایم ۲
بندگی کردیم و دیدیم از تو ما پاداش خویش
زرد رخساریم و از جورت به جان آزردهایم ۳
ما عجب خواریم در چشم تو ای یار عزیز
گویی از روم و خزر نزدت اسیر آوردهایم ۴
از برای کشتن ما چند تازی اسب کین
کز جفایت مرده و دل در غمت پروردهایم ۵
تا تولا کردهایم از عاشقی در دوستیت
چون سنایی از همه عالم تبرا کردهایم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۲ - ما را میفگنید که ما اوفتادهایم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۴ - از پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.