هوش مصنوعی:
این متن به بیان دردها و پریشانیهای زندگی میپردازد و از ناملایمات و حوادثی که باعث ویرانی و دلکوبی شدهاند، سخن میگوید. شاعر از این که عزیزان از پریشانی او ملول شدهاند، اظهار ناراحتی میکند. همچنین، اشاره میکند که تنها چارهی دردسرهای جهان مرگ است و هیچ تسکینی جز تندی سیلاب حوادث وجود ندارد. با این حال، شاعر به اخلاص و سادگی دلان اشاره کرده و میگوید که خانهی گنج از ویرانیهای او آباد شده است. در پایان، از غم و رنجی که باعث پشیمانی شده، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ و پریشانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸۶ - در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
پهن باشد همه جا سفره بینانی ما ۱
نیست ما را گله از تنگی احوال جز این
که ملولند عزیزان ز پریشانی ما ۲
نیست از سیل حوادث به جز این دلکوبی
که چرا جغد کشد منت ویرانی ما ۳
دردسرهای جهان چاره ندارد جز مرگ
نیست جز خاک لحد صندل پیشانی ما ۴
ما به قطع نظر از بیم حوادث رستیم
چشم پوشیدن ما کرد نگهبانی ما ۵
هرچه داریم چو گل بر طبق اخلاص است
مانع همت ما نیست پریشانی ما ۶
بجز از تندی سیلاب نیابد تسکین
بسکه ایام بود تشنه ویرانی ما ۷
هرچه در خاطر ما ساده دلان میگذرد
همچو آیینه عیانست ز پیشانی ما ۸
مفلسان گرچه نبردند ز ما فیض، ولی
خانه گنج شد آباد ز ویرانی ما ۹
ننهد آب رخ گریه اگر پا به میان
که ز لطفش طلبد عذر پشیمانی ما؟ ۱۰
غم او کرده قدم رنجه، نثاری است ضرور!
نیست واعظ بعبث این گهر افشانی ما؟ ۱۱
پهن باشد همه جا سفره بینانی ما ۱
نیست ما را گله از تنگی احوال جز این
که ملولند عزیزان ز پریشانی ما ۲
نیست از سیل حوادث به جز این دلکوبی
که چرا جغد کشد منت ویرانی ما ۳
دردسرهای جهان چاره ندارد جز مرگ
نیست جز خاک لحد صندل پیشانی ما ۴
ما به قطع نظر از بیم حوادث رستیم
چشم پوشیدن ما کرد نگهبانی ما ۵
هرچه داریم چو گل بر طبق اخلاص است
مانع همت ما نیست پریشانی ما ۶
بجز از تندی سیلاب نیابد تسکین
بسکه ایام بود تشنه ویرانی ما ۷
هرچه در خاطر ما ساده دلان میگذرد
همچو آیینه عیانست ز پیشانی ما ۸
مفلسان گرچه نبردند ز ما فیض، ولی
خانه گنج شد آباد ز ویرانی ما ۹
ننهد آب رخ گریه اگر پا به میان
که ز لطفش طلبد عذر پشیمانی ما؟ ۱۰
غم او کرده قدم رنجه، نثاری است ضرور!
نیست واعظ بعبث این گهر افشانی ما؟ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یا ربها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.