هوش مصنوعی:
متن بالا به بیان دردها و رنجهای زندگی میپردازد و اشاره میکند که حتی نعمتهای روزگار نیز با درد همراه هستند. همچنین، از عشق و غم سخن میگوید و بر اهمیت صداقت و شجاعت در گفتار تأکید دارد. در نهایت، به ارزش گذشتن از مادیات و یافتن حقیقت درونی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای فهم کامل داشته باشد.
شماره ۱۲۱ - سر سبزی دل، به زهر درد است
سر سبزی دل، به زهر درد است
روسرخی عشق، رنگ زرد است ۱
چیزی که گرفته خاطر ما
از نعمت روزگار، درد است! ۲
تا هست نفس، غبار غم هست
تا می وزد این نسیم، گرد است ۳
گفتن سخن نگفتنی را
آواز شکست قدر مرد است ۴
سهلست ز جان گذشتن امروز
هرکس گذرد ز مال مرد است ۵
یکتا گهر محیط هستی است
واعظ آن کو ز جمله فرد است ۶
روسرخی عشق، رنگ زرد است ۱
چیزی که گرفته خاطر ما
از نعمت روزگار، درد است! ۲
تا هست نفس، غبار غم هست
تا می وزد این نسیم، گرد است ۳
گفتن سخن نگفتنی را
آواز شکست قدر مرد است ۴
سهلست ز جان گذشتن امروز
هرکس گذرد ز مال مرد است ۵
یکتا گهر محیط هستی است
واعظ آن کو ز جمله فرد است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - کجا عاقل بهستی دل نهاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - زان لبم، چاره یک شکر خند است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.