هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج انسان در زندگی سخن میگوید، از ناتوانیها، حرص و آز، و ناامیدی. شاعر جهان را مانند زندانی میبیند که انسان در آن اسیر است و تقدیر، سررشتهی همهچیز را در دست دارد. همچنین، انتقادی به واعظان و نصیحتگرانی دارد که خود مقصرند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، ناامیدی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، برخی مضامین مانند یأس و تقدیرگرایی نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
شماره ۱۳۰ - نه همین صبح از غمم پیر است
نه همین صبح از غمم پیر است
بهر من شام نیز دلگیر است ۱
ناله من، ز ناتوانی ها
بی صداتر از آب تصویر است ۲
مرو از ره به مهربانی خصم
گرمی خصم، چون تب شیر است ۳
مال افزون، در آن فساد کند
دل پرحرص، معده سیر است ۴
خوش به در میزنند یک یک خلق
آن سپنجی سرا چه دلگیر است ۵
سرنوشت فنای گیتی را
آسمان و زمین زبر زیر است ۶
گر بود پاک، شصت اخلاصت
از تو تا عرش یک سر تیر است ۷
تا نیفتی ز پا، نمی خیزی
که خرابی بنای تعمیر است ۸
این جهان محبس است و ما محبوس
نه فلک، حلقه های زنجیر است ۹
هست سر رشته در کف تقدیر
فکر روزی، نه کار تدبیر است ۱۰
چون نباشد تمام چشم امید؟
واعظ ما تمام تقصیر است ۱۱
بهر من شام نیز دلگیر است ۱
ناله من، ز ناتوانی ها
بی صداتر از آب تصویر است ۲
مرو از ره به مهربانی خصم
گرمی خصم، چون تب شیر است ۳
مال افزون، در آن فساد کند
دل پرحرص، معده سیر است ۴
خوش به در میزنند یک یک خلق
آن سپنجی سرا چه دلگیر است ۵
سرنوشت فنای گیتی را
آسمان و زمین زبر زیر است ۶
گر بود پاک، شصت اخلاصت
از تو تا عرش یک سر تیر است ۷
تا نیفتی ز پا، نمی خیزی
که خرابی بنای تعمیر است ۸
این جهان محبس است و ما محبوس
نه فلک، حلقه های زنجیر است ۹
هست سر رشته در کف تقدیر
فکر روزی، نه کار تدبیر است ۱۰
چون نباشد تمام چشم امید؟
واعظ ما تمام تقصیر است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - مرد خدا که پیشت، پامال چون حصیر است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - نه شوق منصب هندم، نه ذوق جاگیر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.