هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات مختلفی مانند زودگذر بودن ثروت و دنیا، اهمیت عبرت‌گیری از زندگی، مرگ و غفلت انسان از آن، ارزش سکوت و گوش دادن، و بیان نکردن غم‌ها می‌پردازد. شاعر از نمادهای مختلفی مانند فصل خزان، مرگ شتابان، و گوش کر به عنوان سپر زبان استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ و غفلت از آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۵۰ - این درهم و دینار، که چشم تو بر آن است

این درهم و دینار، که چشم تو بر آن است
هر یک بره حادثه، چشمی نگران است ۱

نظاره ما نیست، جز از دیده عبرت
فصل گل ما خسته دلان، فصل خزان است ۲

تا اول عمر است، بیا بار ببندیم
بالیده شود میوه نخلی که جوان است ۳

در بردن جان، مرگ شتابان و، تو غافل
درد تو سبک خیز و، ترا خواب گران است ۴

از بس همگی بهر میان گوشه نشینند
جایی که کنار است درین عهد، میان است ۵

ای دوست، بود چاره بدگو نشنیدن
گوشی که بود کر، سپر تیغ زبان است ۶

جایی که کسی دم نزند غیر خموشی
اظهار غم خویش، کجا کار زبان است ۷

واعظ چه کنی مطلب خود عرض بر دوست؟
«آنجا که عیانست چه حاجت به بیان است »؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - ز اهل جود، چه منت؟ دهنده یزدان است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - غازه را آتش از آن چهره دگر در جان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.