هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از عشق خود به معشوق و اسارت در دام او سخن میگوید و از جفاهای معشوق شکایت میکند. او از زیبایی بینظیر معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و آرزو میکند که خاک قدم معشوق را به جای سرمه در چشم بگذارد. شاعر همچنین از ترس خراب شدن جهان به دلیل نگاه نکردن معشوق به او میترسد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عشق و دلدادگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند شکایت از جفا و اسارت در عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۲۸۳ - ما عاشق روی آن نگاریم
ما عاشق روی آن نگاریم
زان خسته و زار و دلفگاریم ۱
همواره به بند او اسیریم
پیوسته به دام او شکاریم ۲
او دلبر خوب خوب خوبست
ما عاشق زار زار زاریم ۳
ترسم که جهان خراب گردد
از دیده سرشگ از آن نباریم ۴
از فتنهٔ زلف مشکبارش
گویی که همیشه در خماریم ۵
آخر بنگویی ای نگارین
کاندر هوس تو بر چه کاریم ۶
گر دست تو نیست بر سر ما
ما خود سر این جهان نداریم ۷
ما را به جفای خود میازار
کازردهٔ جور روزگاریم ۸
چون تو به جمال بی مثالی
ما بی تو بدل به دل نداریم ۹
خاک قدمت اگر بیابیم
در دیده به جای سرمه داریم ۱۰
ما را به جهان مباد شادی
گر ما غم تو به غم شماریم ۱۱
زان خسته و زار و دلفگاریم ۱
همواره به بند او اسیریم
پیوسته به دام او شکاریم ۲
او دلبر خوب خوب خوبست
ما عاشق زار زار زاریم ۳
ترسم که جهان خراب گردد
از دیده سرشگ از آن نباریم ۴
از فتنهٔ زلف مشکبارش
گویی که همیشه در خماریم ۵
آخر بنگویی ای نگارین
کاندر هوس تو بر چه کاریم ۶
گر دست تو نیست بر سر ما
ما خود سر این جهان نداریم ۷
ما را به جفای خود میازار
کازردهٔ جور روزگاریم ۸
چون تو به جمال بی مثالی
ما بی تو بدل به دل نداریم ۹
خاک قدمت اگر بیابیم
در دیده به جای سرمه داریم ۱۰
ما را به جهان مباد شادی
گر ما غم تو به غم شماریم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۲ - آمد گه آنکه ساغر آریم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴ - خیز تا می خوریم و غم نخوریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.