هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از عشق الهی و رابطه عاشقانه با معشوق (خدا) سخن می‌گوید. شاعر خود را آیینه‌ای برای جمال دوست می‌داند و درد دلش را با اشک و ناله بیان می‌کند. او فقر و بی‌کسی را لشکر خود می‌خواند و عشق را آتشی در دل سنگ توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.

شماره ۱۶۴ - عشق معشوقیست کوی او دل تنگ من است

عشق معشوقیست کوی او دل تنگ من است
زینت الوان او از گردش رنگ من است ۱

شیشه گردم، باده و آیینه باشم، عکس دوست
آتشی القصه دایم در دل سنگ من است ۲

پادشاه ملک فقرم، لشکر من بی کسی است
از سر مطلب نهادن پای، اورنگ من است ۳

چیست در دست نگین، جز پایبوس نامها؟
هست حق با من، قبول نام اگر ننگ من است ۴

هیچ کس افتادگان را در نمی آرد ز پا
سر فگندن پیش دشمن، رایت جنگ من است ۵

شرح حال من، توان از صفحه رخسار خواند
سطری از درد دل من، اشک گلرنگ من است ۶

آنکه میگنجد مرا در عالم دل درد اوست
آنکه در عالم نگنجد، زان دل تنگ من است ۷

من نه من، عکس جمال دوست را آیینه ام
این تن خاکی که می بینی ز من، زنگ من است ۸

دخل و خرج من نمی خواند بهم واعظ از آن
خرج من چون ناله های خارج آهنگ من است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - میدود هر سو سخن،صاحب سخن گر ساکن است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - کوه کن از طرفی، وز طرفی مجنون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.