هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از ضعف و ناتوانی عاشق در برابر معشوق سخن میگوید. شاعر از زیباییهای معشوق مانند موی سیاه و گونههای لطیف او یاد میکند و احساسات عمیق خود را بیان میدارد. همچنین، اشارهای به نازکی دل و رنجش خاطر دارد و از روزگار و تقدیر شکوه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و گاه عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات شاعرانه ممکن است برای سنین پایین نامفهوم یا غیرجذاب باشد.
شماره ۱۷۵ - بسکه ضعفم از نگاه او بخود بالیده است
بسکه ضعفم از نگاه او بخود بالیده است
در جهان نیستی یارب چسان گنجیده است ۱
گشته نیلی از خط سبز آن بناگوش لطیف
رنگ برروی گلش، روزی مگر گردیده است؟ ۲
پیش او هرچند باشد پیش پا افتاده، لیک
مصرع بحر طویل زلف او پیچیده است ۳
روزگار از بهر زنجیر دل دیوانه ام
باز آن زلف سیه را ز کجا تابیده است ۴
شیشه دل بسکه چون جسم لطیفش نازکست
میتوان دیدن، زما گر خاطرش رنجیده است ۵
یک نفس گرد کدورت زنده در گورش کند
تا تپیدنهای دل، بر خویشتن جنبیده است ۶
تندبادی ز آستین دست رد میبایدش
دفتر واعظ چو گل بسیار بر خود چیده است ۷
در جهان نیستی یارب چسان گنجیده است ۱
گشته نیلی از خط سبز آن بناگوش لطیف
رنگ برروی گلش، روزی مگر گردیده است؟ ۲
پیش او هرچند باشد پیش پا افتاده، لیک
مصرع بحر طویل زلف او پیچیده است ۳
روزگار از بهر زنجیر دل دیوانه ام
باز آن زلف سیه را ز کجا تابیده است ۴
شیشه دل بسکه چون جسم لطیفش نازکست
میتوان دیدن، زما گر خاطرش رنجیده است ۵
یک نفس گرد کدورت زنده در گورش کند
تا تپیدنهای دل، بر خویشتن جنبیده است ۶
تندبادی ز آستین دست رد میبایدش
دفتر واعظ چو گل بسیار بر خود چیده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - مایه جمعیت خاطر، نه سامان بوده است
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - خود کوه لنگری و، دلت سنگ خاره است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.