هوش مصنوعی:
این متن به موضوع پیری و گذر زمان میپردازد و احساسات و تفکراتی را که با افزایش سن به وجود میآید، بیان میکند. شاعر از تنهایی، ناامیدی، و بازتاب خاطرات در دوران پیری سخن میگوید و به خواننده یادآوری میکند که زمان به سرعت میگذرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند پیری و مرگ ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۷۷ - پیری رسید و، از همه وقت کناره است
پیری رسید و، از همه وقت کناره است
جز جا بنام خویش سپردن چه چاره است؟ ۱
بر لوح بی بقائی خود، گر نظر کنی
برگشتن نگاه تو عمر دوباره است ۲
تا چشم میزنی بهم، از هم گسسته است
گویی که تار عمر تو تار نظاره است ۳
چون مو سپید گشت، بدندان مبند دل
سر زد چو صبح، وقت غروب ستاره است ۴
دیگر نمانده جای تو در دیده، ای نگاه
جز جای خود بگریه سپردن چه چاره است ۵
گر مطلب از کناره گزیدن نه شهر تست
بودن میان مردم عالم، کناره است ۶
در عهد ماست زخمی خار گزندگی
بیچاره یی که همچو گلشن جامه پاره است ۷
واعظ به فکر دوست زبان از سخن مبند
جایی که دل نشسته زبان هیچکاره است ۸
جز جا بنام خویش سپردن چه چاره است؟ ۱
بر لوح بی بقائی خود، گر نظر کنی
برگشتن نگاه تو عمر دوباره است ۲
تا چشم میزنی بهم، از هم گسسته است
گویی که تار عمر تو تار نظاره است ۳
چون مو سپید گشت، بدندان مبند دل
سر زد چو صبح، وقت غروب ستاره است ۴
دیگر نمانده جای تو در دیده، ای نگاه
جز جای خود بگریه سپردن چه چاره است ۵
گر مطلب از کناره گزیدن نه شهر تست
بودن میان مردم عالم، کناره است ۶
در عهد ماست زخمی خار گزندگی
بیچاره یی که همچو گلشن جامه پاره است ۷
واعظ به فکر دوست زبان از سخن مبند
جایی که دل نشسته زبان هیچکاره است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - خود کوه لنگری و، دلت سنگ خاره است
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - بربند میان، وقت کنارت ز میانهاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.