هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و جذبه نگاه معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی یک نگاه از او برایش کافی است. او از دورویی مردم زمانه شکایت دارد و اشاره میکند که همه چیز زودگذر است. همچنین، از جادوی چشمهای معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و در پایان توصیه میکند که سکوت پیشه کند، چرا که زمانه کمشنواست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند دورویی مردم و فلسفههای زندگی ممکن است برای مخاطبان کمسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۸۴ - ز بسکه قوت جذب نگاه با آن روست
ز بسکه قوت جذب نگاه با آن روست
بهر که حرف زنم، روی گفت و گو با اوست ۱
گرش بود نظری، با سگان درگه خویش
نگنجدم دگر از شوق، استخوان در پوست ۲
بنای حسن ز اول نهاده اند بناز
به سنگ سخت دلی پای طاق آن ابروست ۳
چو کاسه یی که نویسند هفت سلام در آن
ز زعفران رخم نقش کاسه زانوست ۴
غم از دورویی ابنای روزگار مدار
که پنج روز دگر کارها همه یکروست ۵
ز ناز، بسکه گره ز ابروش جدا نشود
شود خیال که، خالش بگوشه ابروست ۶
نمیتوان شدن از فکر نرگسش بیرون
خیال چشم فسون ساز آن پری جادوست ۷
خموش باش، که گوش زمانه کم شنواست
اگرچه واعظ کلک تو هم بسی پرگوست ۸
بهر که حرف زنم، روی گفت و گو با اوست ۱
گرش بود نظری، با سگان درگه خویش
نگنجدم دگر از شوق، استخوان در پوست ۲
بنای حسن ز اول نهاده اند بناز
به سنگ سخت دلی پای طاق آن ابروست ۳
چو کاسه یی که نویسند هفت سلام در آن
ز زعفران رخم نقش کاسه زانوست ۴
غم از دورویی ابنای روزگار مدار
که پنج روز دگر کارها همه یکروست ۵
ز ناز، بسکه گره ز ابروش جدا نشود
شود خیال که، خالش بگوشه ابروست ۶
نمیتوان شدن از فکر نرگسش بیرون
خیال چشم فسون ساز آن پری جادوست ۷
خموش باش، که گوش زمانه کم شنواست
اگرچه واعظ کلک تو هم بسی پرگوست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - زآن شوخ دید تا دل ناسور پشت دست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - درها همه بسته است، گشاده است در دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.