هوش مصنوعی:
این شعر به بیان درد و رنج انسانهای رنجور و مهجور میپردازد و از نادیده گرفته شدن و بیتوجهی به رنجهای آنان سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند آتش جانسوز، خون مرده، و سراب خودنمایی، احساسات عمیق و تلخکامی را به تصویر میکشد. همچنین، شعر به موضوعاتی مانند فقر، عادت به رنج، و بیخانمانی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر شاعرانه مانند 'خون مرده' و 'آتش جانسوز' ممکن است برای مخاطبان جوان سنگین باشد.
شماره ۱۹۰ - درد رنجوران تو، درمان چه میداند که چیست؟
درد رنجوران تو، درمان چه میداند که چیست؟
شام مهجوران تو، پایان چه میداند که چیست ۱
شور مجنون ترا، صحرا نباشد احتیاج
آتش جانسوز دل، دامان چه میداند که چیست؟! ۲
خون مرده، هرگز از نشتر نگردد باخبر
مرده دل آن جنبش مژگان چه میداند که چیست ۳
از سراب خودنمایی، دل ترا خورده است آب
زهد خشکت، دیده گریان چه میداند که چیست؟ ۴
از تب سرگرمی دنیاست از بس تلخکام
جان منعم لذت احسان چه میداند که چیست ۵
ما برزق تازه هر روزه عادت کرده ایم
نان ما دلخستگان، انبان چه میداند که چیست ۶
ما به مار و مور خاک گور تن در داده ایم
خانه ما قالی کرمان چه میداند که چیست؟ ۷
راه دارد چون نگه هر خار و خس در چشم ما
کلبه ویران ما دربان چه میداند که چیست ۸
همچو خس هر جا نسیمی بگذرد، در خدمتیم
واعظ آواره خان و مان چه میداند که چیست؟ ۹
شام مهجوران تو، پایان چه میداند که چیست ۱
شور مجنون ترا، صحرا نباشد احتیاج
آتش جانسوز دل، دامان چه میداند که چیست؟! ۲
خون مرده، هرگز از نشتر نگردد باخبر
مرده دل آن جنبش مژگان چه میداند که چیست ۳
از سراب خودنمایی، دل ترا خورده است آب
زهد خشکت، دیده گریان چه میداند که چیست؟ ۴
از تب سرگرمی دنیاست از بس تلخکام
جان منعم لذت احسان چه میداند که چیست ۵
ما برزق تازه هر روزه عادت کرده ایم
نان ما دلخستگان، انبان چه میداند که چیست ۶
ما به مار و مور خاک گور تن در داده ایم
خانه ما قالی کرمان چه میداند که چیست؟ ۷
راه دارد چون نگه هر خار و خس در چشم ما
کلبه ویران ما دربان چه میداند که چیست ۸
همچو خس هر جا نسیمی بگذرد، در خدمتیم
واعظ آواره خان و مان چه میداند که چیست؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - چشم بگشا سرو آزادم، ببین احوال چیست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - در پای دلت هر غم بی فایده بندیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.