هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد عشق و جدایی می‌گوید. شاعر از احوال پریشان خود می‌نالد، از بی‌قراری، سردرگمی، و احساس تنهایی رنج می‌برد. او از دست دادن معشوق و تأثیر عمیق این فقدان بر روح و روانش سخن می‌گوید. همچنین، تناقض‌های درونی و ناتوانی در یافتن آرامش را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و توصیف رنج‌های عشقی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۸۹ - چشم بگشا سرو آزادم، ببین احوال چیست؟

چشم بگشا سرو آزادم، ببین احوال چیست؟
گوش کن یک لحظه فریادم، ببین احوال چیست؟ ۱

با وجود اینکه دارم لنگری چون درد تو
دل تپیدن داد بر بادم، ببین احوال چیست؟ ۲

با وصالت بی نیاز از زندگی بودم کنون
میرسد مردن بفریادم، ببین احوال چیست ۳

گاه در صحرا و گه در کوه می سازم وطن
گاه مجنون، گاه فرهادم، ببین احوال چیست؟ ۴

نیست تن را آن توانایی که سازد جان نثار
گر به مکتوبی کنی یادم، ببین احوال چیست؟ ۵

بر ضمیرت عرض کردم حال هرکس را که بود
خود بیاد خود نیفتادم، ببین احوال چیست؟ ۶

کس نداند زنده ام، یا مرده، هستم نیستم
خسته ام، آزرده ام، شادم، ببین احوال چیست؟ ۷

بوی زلفت پا فشرد و، دل زدست من گرفت
جای یادت را ز کف دادم، ببین احوال چیست؟ ۸

صرصر غم تند و، من از بسکه هستم ناتوان
میکند از جای فریادم ببین احوال چیست؟ ۹

هرزه گو زان گشته ام واعظ که بی او رفته است
لذت خاموشی از یادم، بین احوال چیست؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - گفتمش: آن آتش است؟ گفت که: نی،روست روست!
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - درد رنجوران تو، درمان چه میداند که چیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.