هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی مانند خودشناسی، رهایی از تعلقات مادی، پذیرش تقدیر و انتقاد از خودنمایی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از فکر و تعلقات دنیوی رها شود و به جای پیچیدن در افکار بیهوده، به سادگی و حقیقت وجودی خود بپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتقادی نیاز به درک بالاتری از زندگی و اجتماع دارد.
شماره ۲۲۱ - چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ
چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ
بر خویشتن ز فکر قبا چون قبا مپیچ ۱
ما در تلاش خلعت عریانی از خودیم
ای فکر جامه، این همه بر دست و پا مپیچ ۲
گلدسته بند خاطر ما زلف او بس است
ای رشته حیات، تو خود را به ما مپیچ ۳
ما را به درد ما بگذار، ای طبیب عقل
با جان نازپرور ما، ای دوا مپیچ ۴
مرگت گلاب روح کشد از گل بدن
بر خویشتن چو غنچه ز بیم فنا مپیچ ۵
منزل طلب کنی، بقدر ده عنان خویش
خواهی که سر بجای بود، از قضا مپیچ ۶
واعظ برای رزق مقدر، به خویشتن
با اشک و ناله این همه چون آسیا مپیچ ۷
بر خویشتن ز فکر قبا چون قبا مپیچ ۱
ما در تلاش خلعت عریانی از خودیم
ای فکر جامه، این همه بر دست و پا مپیچ ۲
گلدسته بند خاطر ما زلف او بس است
ای رشته حیات، تو خود را به ما مپیچ ۳
ما را به درد ما بگذار، ای طبیب عقل
با جان نازپرور ما، ای دوا مپیچ ۴
مرگت گلاب روح کشد از گل بدن
بر خویشتن چو غنچه ز بیم فنا مپیچ ۵
منزل طلب کنی، بقدر ده عنان خویش
خواهی که سر بجای بود، از قضا مپیچ ۶
واعظ برای رزق مقدر، به خویشتن
با اشک و ناله این همه چون آسیا مپیچ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - دیو خویان راست، باهم روز شب دیوان پوچ
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.