هوش مصنوعی:
این شعر از ناامیدی و بیاعتباری دنیا سخن میگوید. شاعر از بیثمری جوانی و نبود بهرهای از بهار زندگی مینالد، دنیا را پوچ و بیارزش میداند و اشاره میکند که حتی واعظان نیز از طمع دنیوی در امان نیستند. هوای نفس را عامل ندامت میداند و تأکید میکند که این جهان برای او دلنشین نبوده و تنها غبار در دلش نشسته است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا تأثیرات منفی روحی شود. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و بیاعتباری دنیا برای مخاطبان جوانتر نامناسب است.
شماره ۲۲۲ - فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ
فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ
فیضی نیافتیم ازین نوبهار هیچ ۱
دنیای شوم را نبود، هیچ اعتبار
با آنکه کس از او نگرفت اعتبار هیچ ۲
از بسکه این جهان نبود دلنشین مرا
در دل نمی نشیند ازو جز غبار هیچ ۳
در پیش زرپرست که فکرش همه زر است
باشد شمار زر، همه روز شمار هیچ ۴
آخر هوای نفس تو، آه ندامت است
زین می ندیده است کسی جز خمار هیچ ۵
واعظ نبوده بی تب و لرز از برای رزق
بر وی نشد هوای جهان سازگار هیچ ۶
فیضی نیافتیم ازین نوبهار هیچ ۱
دنیای شوم را نبود، هیچ اعتبار
با آنکه کس از او نگرفت اعتبار هیچ ۲
از بسکه این جهان نبود دلنشین مرا
در دل نمی نشیند ازو جز غبار هیچ ۳
در پیش زرپرست که فکرش همه زر است
باشد شمار زر، همه روز شمار هیچ ۴
آخر هوای نفس تو، آه ندامت است
زین می ندیده است کسی جز خمار هیچ ۵
واعظ نبوده بی تب و لرز از برای رزق
بر وی نشد هوای جهان سازگار هیچ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.