هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج ناشی از مرگ دوستان و عزیزانش میگوید. او احساس میکند که مرگ آنها راه نیستی را برایش هموار کرده و زندگی را بر او تلخ نموده است. زمین برایش مانند دارالشفا شده و آسمان از غم او بیمار گشته. با رفتن یاران، جگرش پاره پاره شده و جز تسلیم به حکم خدا چارهای نمیبیند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مرتبط با مرگ و فقدان است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است باعث ایجاد اضطراب یا سردرگمی شود. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۵۸ - زهر مرگ دوستان در مغزم از بس کار کرد
زهر مرگ دوستان در مغزم از بس کار کرد
در تنم هر استخوانی، کار نیش مار کرد ۱
بس که شد از هر طرف آوازه مرگی بلند
قیل و قال آن، ز خواب غفلتم بیدار کرد ۲
سهل شد راه عدم از دیدن مرگ کسان
کثرت این کاروان، ره را به ما هموار کرد ۳
در نظر دارالشفائی شد مرا روی زمین
آسمان در خاک از بس نرگس بیمار کرد ۴
از پس قطع رگ جانم قطار رهروان
جاده راه عدم را، تیغ جوهر دار کرد ۵
از پی هم دوستان رفتند از من همچو موج
روزگار آخر باین سوهان مرا هموار کرد ۶
من که میمردم برای یکدم آب زندگی
رفتن یاران مرا از عمر خود بیزار کرد ۷
لخت لخت آمد جگر از دیده من زین فراق
طرفه زهری روزگار آخر مرا در کار کرد ۸
جز رضا دادن بحکم دوست واعظ چاره نیست
زین شکایت گونه ها میباید استغفار کرد ۹
در تنم هر استخوانی، کار نیش مار کرد ۱
بس که شد از هر طرف آوازه مرگی بلند
قیل و قال آن، ز خواب غفلتم بیدار کرد ۲
سهل شد راه عدم از دیدن مرگ کسان
کثرت این کاروان، ره را به ما هموار کرد ۳
در نظر دارالشفائی شد مرا روی زمین
آسمان در خاک از بس نرگس بیمار کرد ۴
از پس قطع رگ جانم قطار رهروان
جاده راه عدم را، تیغ جوهر دار کرد ۵
از پی هم دوستان رفتند از من همچو موج
روزگار آخر باین سوهان مرا هموار کرد ۶
من که میمردم برای یکدم آب زندگی
رفتن یاران مرا از عمر خود بیزار کرد ۷
لخت لخت آمد جگر از دیده من زین فراق
طرفه زهری روزگار آخر مرا در کار کرد ۸
جز رضا دادن بحکم دوست واعظ چاره نیست
زین شکایت گونه ها میباید استغفار کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - چشم شوخم در رخ او خیرگی بسیار کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - ای که زینت طلبی جسم ترا لاغر کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.