هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه از سنایی غزنوی است که در آن شاعر از معشوق الهی درخواست می‌کند تا او را از حالتی به حالت دیگر تبدیل کند. شاعر از معشوق می‌خواهد که او را از غم و ناراحتی به شادی و آرامش برساند و از حالت خام به پخته و بالعکس تغییر دهد. همچنین، شاعر از معشوق می‌خواهد که او را به نام خودش کند و از او چیزی جز خدمت و عشق نخواهد.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۹۴ - جانا نخست ما را مرد مدام گردان

جانا نخست ما را مرد مدام گردان
وانگه مدام در ده مست مدام گردان ۱

بر ما چو از لطافت مل را حلال کردی
بر خصم ما ز غیرت گل را حرام گردان ۲

دارالغرور ما را دارالسرور کردی
دارالملام ما را دارالسلام گردان ۳

خامند و پخته مانا تو دو شراب داری
در خام پخته گردان در پخته خام گردان ۴

ناهید زخمه‌زن را از لحنه سیر کردی
بهرام تیغ‌زن را از جام رام گردان ۵

ما را به نام خود کن زان پس چنانکه خواهی
یا هوشیار دفتر یا مست جام گردان ۶

اکنون که روی ما را از غم چو کاه کردی
از عکس روی می را بیجاده فام گردان ۷

خواهی که نسر طایر پران به دامت افتد
از جزع دانه کردی از مشک دام گردان ۸

گمنام کرد ما را یک جام بادهٔ تو
در ده دو جام دیگر ما را چو نام گردان ۹

از ما و خدمت ما چیزی نخیزد ای جان
هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان ۱۰

خواهی که گر سنایی گردد سمایی از عز
پیش غلام و دربان او را غلام گردان ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۳ - تماشا را یکی بخرام در بستان جان ای جان
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵ - ای وصل تو دستگیر مهجوران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.