هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات و استعارههای زیبا برای بیان احساسات عمیق و حالات روحی استفاده میکند. شاعر با تصاویری مانند آتش، نور، گل و بلبل، عشق و زیبایی را توصیف میکند و از مفاهیمی مانند پشیمانی، ظلمت و روشنایی نیز سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل استفاده از مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی پیچیده، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و ظرافتهای زبانی دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر وجود دارد.
شماره ۲۹۲ - گره در ابروان، از گرمی خویش چو اخگر شد
گره در ابروان، از گرمی خویش چو اخگر شد
نقاب از آتش رخسار او، بال سمندر شد ۱
مشبک شد چنان از خارخار دیدنش چشمم
کزان نور نگاهم تارها چون دود مجمر شد ۲
گنه کاران شدند از حشر من گرم عرق ریزی
رخم از رنگ خجلت آفتاب روز محشر شد ۳
ندارد مال دنیا حاصلی غیر از پشیمانی
صدف دست تأسف زد بهم، تا پر ز گوهر شد ۴
نظر بر تیره روزان، چشم روشن میکند جانا
غبار ظلمت شب، توتیای چشم اختر شد ۵
جمال گل چنین در ناله بلبل کرده بلبل را
ز فیض حسن جانان است اگر واعظ سخنور شد ۶
نقاب از آتش رخسار او، بال سمندر شد ۱
مشبک شد چنان از خارخار دیدنش چشمم
کزان نور نگاهم تارها چون دود مجمر شد ۲
گنه کاران شدند از حشر من گرم عرق ریزی
رخم از رنگ خجلت آفتاب روز محشر شد ۳
ندارد مال دنیا حاصلی غیر از پشیمانی
صدف دست تأسف زد بهم، تا پر ز گوهر شد ۴
نظر بر تیره روزان، چشم روشن میکند جانا
غبار ظلمت شب، توتیای چشم اختر شد ۵
جمال گل چنین در ناله بلبل کرده بلبل را
ز فیض حسن جانان است اگر واعظ سخنور شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۱ - با دست او چو رنگ حنا دستیار شد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۳ - صحرا ز باد دستی آهم فقیر شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.