خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از درد و رنج‌های زندگی، ضعف و ناتوانی انسان در برابر تقدیر، و تأملات فلسفی درباره‌ی مرگ و حقایق زندگی سخن می‌گوید. شاعر از مفاهیمی مانند فقر، غم، ضعف جسمانی، و گذر زمان استفاده کرده است تا احساسات عمیق خود را بیان کند.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند مرگ، درد، و ضعف انسان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به‌درستی درک شود.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۳ - صحرا ز باد دستی آهم فقیر شد

صحرا ز باد دستی آهم فقیر شد
کوه از جواب ناله من سینه گیر شد ۱

عاقل بنقش عاریتی تن نمیدهد
از ساده لوحی آینه صورت پذیر شد ۲

در کنج غم ز درد تو از بس گداختم
تن مشتبه ز ضعف بموج حصیر شد ۳

آید بکام زهر اجل به ز شکرم
از موی سر چو کاسه مرا پر ز شیر شد ۴

چون آفتاب چهره به زردی نهاد روی
برخیز ساز برگ ره مرگ دیر شد ۵

بد میرود ز دل سخن نرم نرم خصم
شد دیر هضم نان، چو به روغن خمیر شد ۶

خود را ببند در ره حق بر سبکروان
پیکان سبک ره این قدر از فیض تیر شد ۷

باشد جوان همیشه چو گلهای معنیت
واعظ چه غم که گلبن طبع تو پیر شد؟ ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۲ - گره در ابروان، از گرمی خویش چو اخگر شد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۴ - همچنان کز آب سرو بوستان قد میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.