هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعات پیری، ناتوانی، مرگ، حسرت، نابرابری اجتماعی و عرفان میپردازد. شاعر از رنجهای پیری، ناتوانی جسمانی و حسرتهای زندگی سخن میگوید و به نابرابریهای اجتماعی و تلاشهای عارفانه نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، همچنین موضوعات مرتبط با مرگ و نابرابری اجتماعی، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری دارند و ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشند.
شماره ۲۹۶ - پیری آمد بر تنم هر موی خنجر میکشد
پیری آمد بر تنم هر موی خنجر میکشد
بر سر از موی سفیدم مرگ لشکر میکشد ۱
گویی از بس ناتوانی سبزه میروید ز سنگ
دود آه حسرتی تا از دلم سر میکشد ۲
شایدش چشم بد دوران گذارد در کنار
آنچه درویش از نگه های توانگر میکشد ۳
بسکه صوفی در تلاش پایه منصوری است
گر فتد داری به دستش، خویش را بر میکشد ۴
گر به گردون رفته یی، آخر بود جای تو خاک
طفل هر جا هست، خود را سوی مادر میکشد ۵
از ضعیفان کن طلب واعظ نظام کار خویش
رشته با آن ناتوانی بار گوهر میکشد ۶
بر سر از موی سفیدم مرگ لشکر میکشد ۱
گویی از بس ناتوانی سبزه میروید ز سنگ
دود آه حسرتی تا از دلم سر میکشد ۲
شایدش چشم بد دوران گذارد در کنار
آنچه درویش از نگه های توانگر میکشد ۳
بسکه صوفی در تلاش پایه منصوری است
گر فتد داری به دستش، خویش را بر میکشد ۴
گر به گردون رفته یی، آخر بود جای تو خاک
طفل هر جا هست، خود را سوی مادر میکشد ۵
از ضعیفان کن طلب واعظ نظام کار خویش
رشته با آن ناتوانی بار گوهر میکشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - زحمت ایام، راحتجو فزونتر میکشد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - سراپای وجودم، بسکه گم در عشق جانان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.