هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و هجران معشوق می‌گوید و احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از گریه‌های بی‌پایان، بی‌خوابی‌های شبانه و از دست دادن عمر در فکر این و آن می‌نالد. همچنین، به پشیمانی از غرور و آزادگی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که آزار دل‌های غمگین میمنتی ندارد. در نهایت، شاعر از خاموشی تمجید می‌کند و بیان می‌کند که حتی سخنوران نیز باید از خاموشی ستایش کنند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۲۹۷ - سراپای وجودم، بسکه گم در عشق جانان شد

سراپای وجودم، بسکه گم در عشق جانان شد
نگه در اشک من، چون رشته در تسبیح پنهان شد ۱

چنان گردیده جا تنگ از هجوم گریه در چشمم
که نتواند شب هجران او، خوابم پریشان شد ۲

بفکر این و آن، عمر گرامی رفت از دستم
مرا طول امل بر سطر هستی، خط بطلان شد ۳

اگر آزاده یی، افگندگی میکن درین بستان
که آخر بید مجنون، از سرافرازی پشیمان شد ۴

ندارد میمنت آزار دلهای حزین کردن
که در پیچید تا زلف تا با دلها، پریشان شد ۵

نگنجد گرچه در ظرف سخن تعریف خاموشی
برای مدح خاموشیست، گر واعظ سخندان شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - پیری آمد بر تنم هر موی خنجر میکشد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - بخود دم تا فرو بردم، سخن شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.