هوش مصنوعی:
این شعر از عرفان و مستی معنوی سخن میگوید، جایی که عاشقان از خود فراموش شدهاند و در برابر سختیها بیمی ندارند. پیران با خم شدن به سوی اجل، خود را در آغوش مرگ مییابند. مستان حق از بادهی اندیشهی جهان هشیار شدهاند و واعظان را نشاط بندگی نیست، چرا که دلها در سوگ مرگ خود سیاهپوش شدهاند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اشارههای فلسفی به مرگ و زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۳ - آنانکه از شراب تو مدهوش گشته اند
آنانکه از شراب تو مدهوش گشته اند
از یاد خویش جمله فراموش گشته اند ۱
از تیر حادثات نترسند آن کسان
کز دلق پاره پاره، زره پوش گشته اند ۲
از پشت خم برای بغل گیری اجل
پیران ز پای تا به سر آغوش گشته اند ۳
مستان حق ز باده اندیشه جهان
هشیار گشته اند که بیهوش گشته اند ۴
آنان زیاد دوست توانند دم زدن
کز خاطر زمانه فراموش گشته اند ۵
واعظ نشاط بندگی حق ز کس مجوی
دلها بمرگ خویش سیه پوش گشته اند ۶
از یاد خویش جمله فراموش گشته اند ۱
از تیر حادثات نترسند آن کسان
کز دلق پاره پاره، زره پوش گشته اند ۲
از پشت خم برای بغل گیری اجل
پیران ز پای تا به سر آغوش گشته اند ۳
مستان حق ز باده اندیشه جهان
هشیار گشته اند که بیهوش گشته اند ۴
آنان زیاد دوست توانند دم زدن
کز خاطر زمانه فراموش گشته اند ۵
واعظ نشاط بندگی حق ز کس مجوی
دلها بمرگ خویش سیه پوش گشته اند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۲ - یار در نکته سرایی نه ز کس میماند
گوهر بعدی:شماره ۳۰۴ - هر گه آن مه، رخ بنماید از پی دفع گزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.